يك جايي
تا خرابه های من
داستان ها فاصله است
من تولدم را
روز مرگم
جشن می گیرم
و آن روز
کودک من
برای تمام احساس های من
آواز خواهد خواند
یک روزی می آید
و یک جایی
زمین برای همیشه
سبز خواهد شد
تا خرابه های من
داستان ها فاصله است
من تولدم را
روز مرگم
جشن می گیرم
و آن روز
کودک من
برای تمام احساس های من
آواز خواهد خواند
یک روزی می آید
و یک جایی
زمین برای همیشه
سبز خواهد شد
از اينجاي من
تا آنجاي نگاهت
يك كلمه فاصله است
من تو راتفسير ميكنم
*****
كاشها را در لبهي حادثهها
درو كنيم
براي يك لحظه روييدن
چه قدر عمق ميخواهيم؟
*****
بازوانم را تا نگاهت ميگشايم
من تا صبوري يك باغ
در نگاهت جاري ميشوم
*****
براي من آب بياور
غبار تقدير را بشوريم
*****
بازوانم گشاد است
تو با من هم آواز ميخواني
من تا صداقت تو شراب ميپيمايم
ازوادي من باران جمع كن
روز مبادا نزديك است
*****
همهي قداستم را برايت نوشتم
تا مزار من
گلهاي بسياري خواهد روييد
صد سال ديگر،
باغي آباد خواهد شد
از گناه من.
سهم تو چند حبه گندم است؟
سهم گندم من را ميخري؟
*****
من تو را آباد ميكنم
زمين خاليت را بار ميدهم
من در تو گندم ميكارم
خودت را شخم بزن