تا من
تا من
دوست داشتن براي رسيدن يا نرسيدن ؟
بايد فكر كرد
تقدير ِ سيب را گاز بزن
برو
تا به لب من برسي
درنگ نكن
من كوتاهترين تفسير براي نقش هاي جاودان تو هستم
برا ي رهايي چند قدم فاصله است ؟
چشم ها را نمي توان انكار كرد
من راز هزار ساله را در خود دارم
عمق من را چند روزه مي پيمايي ؟
مرا تا رهايي بايد رقصيد
حتي در مه
در جنگل
در كوه
ودر صحرا ...
ودر لاي گدازه هاي سوزان .
مي روم
مي روم
مي روم
تا تو
تا خودم
تا من چند قدم فاصله است ؟
=====================================
اتفاق
اتفاق ِ تازه ايست
عروس ِ خاطرات ِ تو شدن
كه من در شانه هاي نگاه تو مي توانم برويم ؟
اگر زبانه هاي دلم را تقديم ِ تو كنم تو را نخواهد سوزاند ؟
پشت قانون چراغ قرمز ِ من ، قلبي است
كه خشكسال تنَت را تعميد مي دهد.
==============================================
دروغ
هربار كه مي آيي ، مي روي
هر بار كه مي روي مي گويي بر مي گردم
تو هرگز برنگشتي ؛
اما هر بار كه مي روي مي گويي بر مي گردم .
===============================
شب
باران خيس مي كند
آفتاب را .
ستاره ها از ناودان ِ خانه مي ريزند
آب انبار پر مي شود
مي خواهم با آن شب را تعمير كنم .
============================
باغ
خاطرات باغ مي ريزد،
زير پاي عابران ِ خاموش .
عابران رد مي شوند .
باغ سردش مي شود
باغ مي لرزد
وبعد چراغي در دست مي گيرد
وهمه جا مي گردد
مي بيند كه خاطرات همه ي باغها ريخته است
و عابران ،همه، خاموش مي روند
===================================