اندوهم را بشكن

بر مزار نگاه من

 قداست ِدردِ تولد  نشسته است

مزارم را كه بشكافي،

اولين گريه ام          

تو را عاشق خواهد كرد . 

من نفرين ِ"گم شو "شنيده ام

اما گم نمي شوم

گم نمي كنم

بانوي نگاهم نقاب نمي زند